این دهان بستی دهانی باز شد!
تاخورنده لقمه های راز شد
چند خوردی چرب و شیرین از طعام
امتحان کن چند روزی در صیام
چند شبها خواب را گشتی اسیر
یک شبی بیدار شو! دولت بگیر
گر تو این انبان زنان خالی کنی
پر زگوهرهای اجلالی کنی
تا تو تاریک و ملول تیره ای
دان که با دیو لعین هم شیره ای
طفل جان از شیر شیطان بازکن!
بعد از آنش با ملک انباز کن
لقمه تخم است و, برش اندیشه ها
لقمه بحر و, گوهرش اندیشه ها
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 0:33  توسط somayeh
|
