تبليغاتX
vesal

vesal

چگونه باز کنم بال در هوای وصال که ریخت مرغ دلم پر در آشیان فراق

 

میلاد با سعادت حضرت فاطمه(ع) برشما مبارک باد

 

 

از شخصيت فاطمه سخن گفتن بسيار دشوار است. فاطمه يك" زن" بود، همچنان كه اسلام مي خواهد زن باشد. تصوير سيماي او را پيامبر ، خود رسم كرده بود و او را در كوره هاي سختي و فقر و مبارزه و آموزشهاي عميق و شگرف انساني خويش پرورده و ناب ساخته بود. وي در همه ابعاد گوناگون" زن بودن" نمونه شده بود.

مظهر يك "دختر" ، در برابر پدرش.

مظهر يك "همسر"، در برابر شويش.

مظهر يك "مادر"، در برابر فرزندانش.

مظهر يك "زن مبارز و مسئول"، در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش.

وي خود يك "امام " است، يعني يك نمونه مثالي، يك تيپ ايده آل براي يك زن، يك "اسوه"، يك "شاهد" براي هر زني كه مي خواهد "شدن خويش" را خود انتخاب كند. او با طفوليت شگفتش، با مبارزه مدامش در دو جبهه خارجي و داخلي، در خانه پدرش، خانه همسرش، درجامعه اش، در انديشه و رفتار و زندگيش، " چگونه بودن" را به زن پاسخ مي داد.

 

معلم شهيد دكتر شريعتي

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 19:10  توسط somayeh  | 

نميدونم امشب چه مرگم شده؟ كميل هم كه نرفتم، قرآن هم كه نتونستم بخونم.

حوصله هيچ كاري رو ندارم رفتم وبلاگ گردي اونم بي حوصله ترم كرد.

تحمل خودم برام مشكل شده!!

! همين روزاست كه برم قبرخودمو بكنم و خودمو به خاك بسپارم.

فكر ميكنم منم به اين بيماري جديد( انديشه هاي سياه) كه تازگيها مد شده مبتلا شدم نميدونم از كجا ويروسشو گرفتم؟! آره ديگه همينه كه دارم پرت و پلا مينويسم.

هر كي هم كه اينا رو بخونه ممكنه ويروسشو بگيره(شايد شما هم مبتلا شديد)

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 23:43  توسط somayeh  | 

و تنها چند کلام با گل نرگسش با او که

 

جمعه هايمان را به اميد آمدنش سر

 

می‌کنيم :

ای يوسف زهرا ! می دانم در ماتم مادرت سر بر ديوار

 

 غربت نهاده ای و دل غمين و نالان به تسلای دل

 

 اميرالمومنين نشسته‌ای ... ما نيز تنهاييم و

 

 دلخسته.... دلهايمان مانند مزار مادرت غريب است و

 

 گمگشته ... درياب دلهايمان را و در آغوشش گير همچون

 

 مزارش.... مگذار که غم بر دلهای خسته و زار و ناتوانمان

 

 سايه بيفکند

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 9:43  توسط somayeh  |