تبليغاتX
vesal

vesal

چگونه باز کنم بال در هوای وصال که ریخت مرغ دلم پر در آشیان فراق

حسرت ديدار

 از سرسبزترين بهار، كي مي آيي؟

منظومه ، انتظار، كي مي آيي؟

اي لاله سرخ باغ زيباي خدا

اي سرسبزترين سواركي مي آيي؟

اي راز بزرگ آفرينش، اي مرد

گنجنيه روزگار، كي مي آيي؟

اي روشني چشم جهان، يا مهدي (عج)

اي صاحب ذوالفقار، كي مي آيي؟

ماييم و نگاه انتظاري بر در

اي مونس وغمگسار كي مي آيي؟

خورشيد درخشان حريم زهرا(س)

آيينه كردگار، كي مي آيي؟

اي باور ما زرويت روشن،

از نسل گل وبهار كي مي آيي؟

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384ساعت 23:29  توسط somayeh  | 

 

به روشنايي بيانديش

آيينه وجود خود را كشف كن و سپس از زيبايي خود، اين هديه الهي، كه فقط و فقط متعلق به توست لذت ببر. حال كه زيبايي خود را شناختي از آن به خوبي محافظت كن! به هيچ كس اجازه نده تا زيبايي گرانبهايت را به قيمتي ناچيز از تو بخرد. تنها آن را در اختيار فردي قرار ده كه شايستگي سهيم شدن در آن را دارد، قدر آن را مي داند و با تو در محافظت آن شريك مي شود. هر روز صبح جامه لبخند را بر تن كن و تا شب در ميان ديگران به هيچ ثروتي جز ايمان توان خريد آن را نده.

شبها را با ريتم بردباري،ملودي اميدو هارموني عشق تا سحر برقص! سحر هنگام، آن دم كه فرشتگان كنارت آيند چشم هايت را ببند آرزويي كه در آن لحظه از عمق دل برآيد، اجابتش حتمي است و در اين امر هرگز صرفه جو مباش.

ديروز را چون خيالي پندار كه گرانبها ترين تجربه را به تو بخشيده و بس. امروز از خواب برخيز وبا فراموشي كابوس ديشب با خردمندي گام بردار. تجربه يگانه معلمي است كه نخست آزمون مي گيرد و سپس تعليم مي دهد. پس او را گرانبها دان و به جاي افسوس، از آن بنحوي شايسته بياموز.

جوهر، هر حادثه، چه تلخ و چه شيرين، نيك است و تجربه همچنان گرانبها. پس منش خويش را دگرگون ساز وبا بينشي ناشي از سايه سرنوشت مسير سبز را گونه اي گام بنه تا فرق ميان راه وظلمت را در شكوه شب دريابي.

چه زيباست، آن دم كه خداوند پاداش استقامت بنده اي را با حادثه اي عظيم و مقدس پاسخ مي دهد! و همانا بردباري را عادت نمودن، كليد دست يابي به آمال مطهر است و او هرگز مخلوقاتش را نوميد نمي سازد. پس از همين لحظه واژه "ياس" را از فرهنگ لغات ذهني خود بزداي وبه جاي آن حس رنگين "صبر" را بنشان!

ابتدا مفهوم عشق را براي خود تعريف كن. معيارهاي حقيقي خود را در مورد عشق مشخص كن و اطمينان داشته باش تا قبل از اين كه تمامي معيارهايت برآورده نشدهف به كسي دل نمي بندي.در غير اين صورت در دراز مدت حتما شكست خواهي خورد. و اگر كسي را آزرده اي، از او دلجويي كن و پشيماني خود را ابراز كن يا از اين به بعد رفتار خودت را عوض كن. تو در بابر رفتار خود مسئولي!

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 22:5  توسط somayeh  | 

 

پاي اگر خسته براه است، سنگ انداخته در راه اگر مرگ

بال رفتن نشكسته است و هدف گم نشده است

عابري مرد براه

كوزه اي بود شكست

و در باره سخنهايي آنگونه گذشت

كه كلاغي زسر شاخه پريد

و كلاغي ديگر آورد خبر:

عابري خسته بره و ليكن

پاي اگر خسته براه است،

سنگ

انداخته در راه اگر مرگ

بال رفتن نشكسته است و هدف گم نشده است

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 21:45  توسط somayeh  | 

 

هم خدا و هم خرما

شايد يكي از قديمي ترين مثلهايي كه در فرهنگ عمومي ما ريشه دوانده براحتي قابليت تبديل شدن به يك دست آويز مذهبي براي رسيدن به اهداف سياسي و اقتصادي سياستمداران و ثروتمندان را داشته مثل يا خدا يا خرما بوده است اين اشعار به ظاهر مذهبي ودر نهان ضد مذهبي كه از دير باز براي خاموش كردن عوام به كار ميرفته جزء يك سياست عوام فريبانه كه ريشه در سيطره اصحاب قدرت و ثروت بر منابع مادي و خداداي دارد، نيست. اين شعار با تعبير اينكه خدا همه چيز را با هم به آدم نمي دهد بويژره در بين مردمي كه از آگاهي كمتر و مذهب سنتي تري برخوردارند به خوبي توانسته است آنها را به وضع موجود راضي كرده وآنان را از شيرا ن گرسنه درنده به ميشاني رام و راضي تبديل نمايداز همه تاسف بار تر اينكه اين شعار با رنگ و لعاب مذهبي در حلقوم خلق ريخته شده است تا جاي هيچ اعتراضي باقي نگذارند.

مذهب از منظر شعار يا خدا يا خرما مذهب كفر، تبعيض، گرسنگي، ضعف، تسليم و سكوت است كه در مقابل مذهب توحيد،خدا و برابري، دين ونان، عشق و قدرت با استدلال بدعت و انحراف ايستاده است در حاليكه مذهب د رشق دوم فرياد ميزند كه هر كه نان ندارد، دين ندارد و ميگويد معاش و نان اساس خدا خواهي و زير بناي خداپرستي است و ادعاي ديانت و تقوا در جامعه اي كه فقر و فلاكت موج ميزند دروغي بيش نيست و در واقع مبارزه اي مستمر براي تحقق آرمان هم خدا و هم نان مي گشايد والبته براي دستيابي به اين آرمان بزرگ اجتماعي مصلحين اجتماعي را به سمت  توده يا همان ناس كه پيامبر دعوتش را از آنان آغاز كرد سوق ميدهد چرا كه توده چيزي ندارد كه ترس از دست دادن آنرا داشته باشدو در مقابل توسل به سياسيون و روحانيون تلاشي بيهوده است چرا كه هر دو اين قشر از آنجائيكه در طبقه حاكم و صاحب قدرت و ثروت هستند ذاتا محافظه كارند و توسل به آنها انزوايي نهان با ظاهري روان را دربر خواهد داشت وآنگاه كه شكمهاي ورم كرده از گرسنگي از زير خروارها ديانت و اطاعت بيرون آمدند و آن زمان كه بدنهاي نحيف و گرسنگي كشيده از روي سجاده هاي تسليم و رضا برخيزند همچون نيزه اي زهرآلود كه انباشته گوشتهاي از حرام زائيده فرو روند آنجاست كه خداي در انديشه شان هم در افق انديشه ها طلوع ميكند.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 20:59  توسط somayeh  | 

 

پسر برتر از دختر آمد پدید

 

پسر برتر از دختر آمد پدید

پسرجمله را گفت و چیزی ندید

نگو دخترک با یکی دسته بیل

سر آن پسر را شکسته جمیل

بگفتا جوابت نباشد جز این

نگویی دگر جمله ای این چنین!

وگرنه سروکار تو با من است

که دخترجماعت به این دشمن است

پسراندکی هوشیاری بیافت

سرش چون انار رسیده شکافت

پسر گفتش:" ای دختر محترم

که گفته که من از شما بهترم؟که دختر جماعت به کل برتر است

زجن تا پری از همه سرتر است

پسر سخت بیجاکند، مرگ بید

که برترزدختر بیاید پدید!"

پس آن ضربه خیلی نشد جابجا

که یک مغز معیوب شد جابجا

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 18:43  توسط somayeh  | 

 

 

بکوش عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه که مینگری

 

                                                                    آندره ژید

 

                                                     

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 18:19  توسط somayeh  | 

 

ضد حال یعنی......

 

ضدحال یعنی وقتی یک قرار لطیف تو اینترنت داری connect نشی!

ضدحال یعنی وقتی منتظرفیلم مورد علاقه ات هستی برق بره!

ضدحال یعنی بعد ازکلی مصیبت و منت کشی وپاچه خواری که بابات

برات موبایل ثبت نام کرده همه سیم کارتابیادجزمال تو!

ضدحال یعنی وقتی داری بهترین آهنگ جهان رو(....)دانلودمی کنی

روی 99%دی سی بشی!!!!

ضدحال یعنی یه جلسه سرکلاس نری فقط همون یک جلسه استاد حضور

غیاب کنه!!!

ضدحال یعنی با شکم گرسنه بری توصف، ژتون تمام کرده باشن!!!(این

یکی دیگه آخرشه)

ضدحال یعنی یک هفته قبل از این که بخوای جشن تولد بگیری"عمه ملوک"

فوت کنه!!!

ضد حال یعنی بعد از کلی مخ زدن توی اینترنت، همین که بیای به این نتیجه

برسی ، اشتراک ات تموم بشه!!!

ضدحال یعنی با 9.75 افتادن!

ضدحال یعنی یه مانتوی خوشگل بخری، همون روز اول گیر کنه به صندلی پاره بشه!

ضدحال یعنی صبح ساعت 7 واسه خودشیرینی بری سر کلاس، استاد نیاد!

ضدحال یعنی بعد از این که کلی افه زبان اوومدی، نمره زبان به زور بشه 10!

ضدحال یعنی history پاک نکنی همه ایمیلاتو داداش فضول ات بخونه!!!

ضدحال یعنی نفر 11 کنکور شدن!

ضدحال یعنی پژو RD!

ضدحال یعنی idcaller داشتن!

ضدحال یعنی گل خوردن دقیقه 90!

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 18:32  توسط somayeh  |